بایگانی: تیر ۱۳۸۶

از جاده -۲-

۳۱ تیر ۱۳۸۶

به کوه‌های نم‌خورده
به سنگ‌هایی که روی ساقه‌ی کوه ریشه دوانیده‌اند
دارم هی زل می‌زنم
 
به شیبی که روی من سُر می خورد
آن‌قدر خیره شده‌ام
که آبشار شر و شر
روی واژه‌هایم خیس.
 
برای خلق صحنه‌ای دیگر
نیاز به سبقتی مه‌آلود دارم.
 
۲۲ تیر ۱۳۸۶

نذيرشنبه و صدا و سيماي شرمنده

۲۶ تیر ۱۳۸۶

با این آسمان دست‌به‌نقد
و شعرهایی نسیه که هی وسط حرفم می‌پرند
جاده‌ای روی قلبم می‌سازم
شاید واژه‌ها
از روی قلبم پیاده بروند
 
۲۲ تیر ۱۳۸۶

از جاده-۱-

۲۶ تیر ۱۳۸۶

با این آسمان دست‌به‌نقد
و شعرهایی نسیه که هی وسط حرفم می‌پرند
جاده‌ای روی قلبم می‌سازم
شاید واژه‌ها
از روی قلبم پیاده بروند
 
۲۲ تیر ۱۳۸۶

خاطرات یک دیوانه -۲-

۰۴ تیر ۱۳۸۶

صحنه اوّل:
من از درون خودم می‌نویسم
شعرم درونی شده است
به روده‌هایم که می‌رسم
بوی پپسی می‌گیرم
آری
دجله‌ی من از پپسی پر است
و هیچ حرامی نیست
که بر من این رود را ببندد !
 
یادش بخیر
روز‌هایی را که
با یا علی
بحول‌الله می‌گفتم
و سهواً سجده‌دار می‌شدم
مگر که علی می‌توانست
مرا به سجده بیاندازد
حالا آن مرد دارد با چاه می‌گرید
و من
در چاه خودم فرو رفته‌ام...

۰۳ تیر ۱۳۸۶

می خواهم نوشته‌هایم را به گور انسانیتم روانه کنم
اینجا واژه شهید می‌شود
   و هر شعری لایق ...
 
می خواهم بنویسم
اینجا
همین جایی که بوی تو را بیشتر می‌رساند
- حتی اگر گوش‌ها را بگیری
بوی تو بیش‌تر شنیده می‌شود –
در شرماشرم حضور تو
آرام می‌شوم
و شرم می‌کنم
  که
     هستـــم
 
۱ خرداد ۱۳۸۶

۰۲ تیر ۱۳۸۶

وقتی آینه‌ها جوابم نمی‌دهند
 
دلم می‌خواهد
 
خودم را
 
روبرویشان بشکنم .
 
شاید جواب
 
از خرده‌خرده تنم
 
بتابد روی آینه
 
تا پاسخ
 
شروعی دوباره باشد
 
برای سوال‌های بی‌جواب .
 
 
 
۳۱ خرداد ۱۳۸۶